تبليغاتX
FOOGA

FOOGA

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات


آخرش کجاست؟
گفت تا آخرش با تو میمانم



گفتم آخرش کجاست؟



گفت آخر دنیاست....



گفتم آخر دنیا کجاست؟



گفت از نگاهم پیداست...



گفتم نگاه تو، رو به کجاست؟



گفت نگاهم رو به پایان زندگیست...



گفتم پایان زندگی کجاست؟



گفت لحظه ای که از عشقت میمیرم!
نويسنده: دهقانيان تاريخ: شنبه پنجم دی 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

گریه کن........


گریه کن جدای ها ما رو رها نمی کنن

آدما انگار واسه ما دعا نمی کنن

گریه کن..... حالا حالاها باید از هم جدا باشیم

بشینیم منتظره معجزه خدا باشیم....

گریه کن

منم مثه تو دارم گریه می کنم

به خدای آسمونا گلایه می کنم

گریه کن

تو بختمون یه برف سنگین نیومد

این همه پرنده رد شد.مرغ آمیــن نیومد !!!

گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت

دلای من وتو به فردا امیدی نداشت!!!

گریه کن،فک کن دلیلی ندارم

فقط همین........

واس فاصله ای که از آسمونه تا زمین

گریه کن سبک می شی !

روزای خوش یادت میاد

گرچه تو تقویممون نیستن اون روزا زیاد

گریه کن برای رویایی که قسمت نمیشه

یه شبم سره خدا واسه ما خلوت نمیشه....



گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد....

واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد

گریه کن برای اولا که عاشقوته بود

حاله هم رو پرسیدن فقط یه جور بهونه بود

گریه کن واسه همه واسه خودت برای من

توی بارونی ترین ثانیه ها،حرفتو بزن

گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه

فـــــــــــــــــــــــــــدای گریه کردنت
نويسنده: دهقانيان تاريخ: شنبه پنجم دی 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

حسين
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود، افسوس که بجای افکارش زخم های تنش را نشانمان داده اند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیده اند...
نويسنده: دهقانيان تاريخ: شنبه پنجم دی 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

تو...........
به تو اندیشیدن را عادتی کردم برای لحظه های تنهایی ام. 
نويسنده: دهقانيان تاريخ: جمعه چهارم دی 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

وقتی کسی رودوس داری........
وقتی کسی رودوس داری حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی فقط یبار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی

روهمه چی خط بکشی حتی روبرگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه

فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو به خاطر اون میزنی

خیلی چیزارو میشکنی تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی شب از میون دوتاسیم

حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو

فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو

حاضری هرچی دوس نداشت به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانون وساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

وقتی بشینه به دلت از همه دنیا میگذری

تولد دوبارته اسمشو وقتی میبری

حاضری جونتو بدی یه خار توی دساش نره

حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر

اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری هرجاکه بری به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی

حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی با غصه ها همخونه شی

حاضری مردم همشون تورو بادست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن

حاضری اعتبارتو به خاطرش خراب کنن

کارتو به کسی بدن جات اونو انتخاب کنن

حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی نخواد بشینه روبروت

وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داره

دیگه به چشمت نمیاد اگرکه ثروتی داری

حاضری هرچی بشنوی حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا بکنی

حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ

عاشق باشی اما بازم بگیری دستت یه تفنگ

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی میگن چیزی نگی گوش بکنی

حاضری هر چی که داری بیان و ازتو بگیرن

پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن

وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی

نذار که از دستت بره این گنج خیلی قیمتی
نويسنده: دهقانيان تاريخ: پنجشنبه سوم دی 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

اینم برای تو ..............

عزیزم خیلی دوست دارم.



مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش

مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش

مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش

این وزن آواز من است

اگر مرا بسیار دوست بداری

شاید حس تو صادقانه نباشد

کمتر دوستم بدار

تا عشقت ناگهان به پایان نرسد

من به کم هم قانعم

و اگر عشق تو اندک اما صادقانه باشد

من راضی ام

دوستی پایدار از هرچیزی بالاتر است

مرا کم دوست داشته باش امام همیشه دوست داشته باش

این وزن آواز من است

بگو تا زمانی که زنده ای دوستم داری!

ومن تمام عشق خود را به تو پیشکش میکنم
نويسنده: دهقانيان تاريخ: پنجشنبه سوم دی 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

غرور

سعي کن به خاطر کسي که دوست داري غرورت را از دست بدهي نه به خاطر غرورت

 کسي که دوست داري از دست بدهي

نويسنده: دهقانيان تاريخ: سه شنبه هفتم مهر 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

ای خدا ای خدا

ای خدا ای خدا ای خدا 
 

دیگه دنیا واسه من تاریکه

 

زندگی کوره رهی باریکه

 

آخر قصه من نزدیکه

 

این منم از همه جا وا مانده

 

از همه مردم دنیا رانده

 

 

رانده و خسته و تنها مانده

 

ای خدا ای خدا ای خدا

عشق بی غم توی خونه

 

خنده های بچه گونه

 

به دلم شد آرزو

 

بازی عمرمو باختم

 

کاخ امیدی که ساختم

 

عاقبت شد زیر و رو

 

ای خدا ای خدا ای خدا

تو بر من ای فلک بیداد کردی

 

دل شاد مرا ناشاد کردی

 

شکستی در گلویم شوق آواز

 

نصیبم ناله و فریاد کردی

نويسنده: دهقانيان تاريخ: سه شنبه هفتم مهر 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

تقدیم به همه عاشقای دنیا

 اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه

                         

                        يا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه

    

 اما نه گذشت و ديدم که دلم ديوونه تر شد

                        

                           به تو گفتم و دلت از غصه من باخبر شد

    

 آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشيدن

                         

                         رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن

            

می دونم دوستم نداری مثل روزهای گذشته

                             

                         من خودم خوندم تو چشمات يه کسی اينو نوشته

       

 می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من

                                 

                          می دونم واست يکی شد بودن و نبودن من

          

 اما روح من يه درياست پر از موج و تلاطم

                               

                                 ساحلش تويی و موجاش خنجرای حرف مردم

           

  آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشيدن

                                   

                                  رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن

نويسنده: دهقانيان تاريخ: سه شنبه هفتم مهر 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

به سراغت امدم
به سراغت امدم نرم و اهسته وسبكبال در كنارت نشستم چنان كه پروانه بر گل مينشيند با تو گفتني ها داشتم و تو بر خلاف هميشه سرا پا گوش .
ميدانستم كه دشمن اين خانه را ويران خواهد كرد تا بر روي اين ويرانه بنايي بسازد وتو چه كودكانه به حرفهايم خنديده بودي .
گفته بودم نيايد روزي كه از هم دور شويم كه همديگر را نبينيم گفتم نگذار ديواري بينمان حايل شود . امروز همان فردايي است كه به تو وعده داده بودم و من ميدانستم
كه به بهاي اندك خواهيم فروخت . ميدانستم چيزي را كه داري ميفروشي  به هيچ بهايي نتوانست خريد . اخرزمانه را رسم چنين است كه ارزان ميخرد و گران ميفروشد
و تو چه كودكانه نگريستي و او چه ظالمانه به ويرانه هاي قلبمان قصري ساخت و من هنوز هم به دستهايت عاشقم تا انها را بگيرم و پابپايت بپرم.
اگر چه از عطر نگاهت سر مست شده ام برميخيزم و دوباره نرم واهسته با غمي جانكاه كه در قلبم ريشه دوانيده است برميگردم و همچنان با  حسرت به اين روزگار ميانديشم
و با خود زمزمه ميكنم (مبادا كه ترك ببرد چيني نازك تنهايي تو)
نويسنده: دهقانيان تاريخ: سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 موضوع: لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من ميخندي .




لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to fooga.Blogfa.com | Template By: TEMPHA.COM